یعنی اجازه ندهی احساساتت فوراً به رفتار تبدیل شوند. هرچه بتوانی فاصلهٔ بیشتری بین «آنچه حس میکنی» و «آنچه انجام میدهی» ایجاد کنی، مدیریت بیشتری بر خودت خواهی داشت.
یادگیری مهارتهای مرتبط با هوش هیجانی علاوه بر اینکه کمک میکنه که احساساتت رو بهتر بشناسی؛کمک خواهد کرد که بین «حس کردن» و «رفتار کردن» یک مکث یا وقفه سالم ایجاد کنی.
خیلی از اشتباهاتی که بابتشون پشیمون میشیم، توی چند دقیقه اول خشم، ترس، دلخوری یا ناامیدی اتفاق میافتن. پیامی که نباید میفرستادیم، حرفی که نباید زده میشد یا تصمیمی که نباید گرفته میشد
آدمهایی که هوش هیجانی بالایی دارن، لزوماً کمتر ناراحت، عصبانی یا مضطرب نمیشن؛ بلکه اجازه نمیدن هر احساسی، فرمان زندگیشون رو به دست بگیره.
گاهی فقط چند تکنیک ساده مثل فاصله گرفتن، نفس عمیق کشیدن و… میتونه مسیر یک رابطه، یک بحث یا حتی یک بخش از زندگی رو تغییر بده.
یکی از مهمترین مهارتهای کنترل هیجان این هست که یاد بگیریم:«هر احساسی نیاز به توجه داره، اما هر احساسی نیاز به اقدام فوری نداره.»