یکی از پیامهای پرتکراری که میگیرم اینه:
نمیدونم چه میخوام
نمیدونم چه چیزی برام مهمه
در روانشناسی به این حالت میگیم:
سردرگمی هویت (Identity Diffusion)
این وضعیت معمولاً اواخر نوجوانی و اوایل جوانی دیده میشه؛ یعنی دقیقاً سنی که فرد باید کمکم پاسخ این سؤال رو پیدا کنه:
«من چه کسی هستم و قراره چه جور زندگیای بسازم؟»
و نکته مهم⁉️ اینه:
اگر فرد در این مرحله وارد فرایند شناخت خود، تجربهکردن، انتخابکردن و تعهد نشه، احتمال داره سردرگمی هویت در سالهای بعد هم ادامه پیدا کنه و روی انتخابهای مهم زندگی مثل رابطه، شغل، سبک زندگی و احساس رضایت از خودش اثر بگذاره.
منبع:
Erikson, Identity: Youth and Crisis, 1968
چرا بعضی افراد بیشتر دچار سردرگمی هویت میشن؟
هویت معمولاً از دلِ سه تجربه شکل میگیره:
۱. نقشهای اجتماعی (درس، شغل، مسئولیت)
۲. تجربههای واقعی زندگی
۳. انتخابهای شخصی
وقتی این سه تا عامل ضعیف باشن، ذهن در یک وضعیت معلق میمونه.
برای مثال:
- کسی که نه در حال تحصیله
- نه شغل مشخصی داره
- و نه در حال تجربه کردن مسیرهای مختلفه
🔹️معمولاً بیشتر با این سؤال مواجه میشه:
«پس من دقیقاً قراره چه کسی باشم؟»
در این حالت ذهن مدام فکر میکنه اما چون تجربهای وجود نداره، پاسخی هم تولید نمیشه
یک سوءبرداشت رایج درباره خودشناسی
خیلیها تصور میکنن:
«باید زیاد فکر کنم تا خودم رو پیدا کنم.»
اما 📊 تحقیقات روانشناسی نشون میده:
هویت با تفکر صرف ساخته نمیشه، هویت محصول تعامل با جهان واقعیه
یعنی:
انسان از طریق تجربهها، تصمیمها، شکستها و انتخابها کمکم میفهمه:
🔹️چه نقاط قوت و توانمندیهایی داره
🔸️چه نقاط ضعفی داره
🔹️و در چه موقعیتهایی احساس زنده بودن میکنه
به همین دلیل جیمز مارسیا، پژوهشگر هویت، تأکید میکنه که شکلگیری هویت نتیجه دو فرآینده:
کاوش (Exploration)
تعهد (Commitment)
منبع:
Marcia, Development and validation of ego identity status, 1966
یک پاسخ
عالی